من آن مرد را خیلی سخت سوار می کردم، هر چیزی را سوار می کردم.
GuestMatroskin| 15 چند روز قبل
ارباب دختر با خزیدن در اطراف او مانند گربه روشن می شود. خود او به او افساری را پیشنهاد می کند که با آن او را به عشق ورزی هدایت می کند. این نمادی از قدرت او بر بدن او و تسلیم او است.
من آن مرد را خیلی سخت سوار می کردم، هر چیزی را سوار می کردم.
ارباب دختر با خزیدن در اطراف او مانند گربه روشن می شود. خود او به او افساری را پیشنهاد می کند که با آن او را به عشق ورزی هدایت می کند. این نمادی از قدرت او بر بدن او و تسلیم او است.